15/03/2007
علياصغر شيرزادي
علياصغر شيرزادي معتقد است: هرگونه جايزه و انتخاب بهترينها در عرصه ادبيات، اقدامي پسنديده و مثبت است و آنچه در اين زمينه مهم است، معيار و نيت انجام كار است.
اين داستاننويس در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، با بيان اين مطلب افزود: چقدر خوب است اگر اين كار براساس ديدگاه فرانگر و همهجانبه، و نه براساس سليقه و تعلقات روحي، باندي، جناحي و ايدئولوژي خاص انجام شود.
وي انتخاب كتاب سال را در زمينه شعر و داستان، با رعايت اين جوانب كاري، ستودني دانست و توضيح داد: در بسياري از بنيادهاي غيردولتي هم كه در كشور ما فعاليت دارند و به كتابها جايزه ميدهند، اين انتخاب توسط افرادي كه روشنفكري را متعلق به خود ميدانند، ولي در عين حال، باندي، محلفي و سليقهيي عمل ميكنند، انجام ميشود.
شيرزادي در عين حال تصريح كرد: خوشبختانه انتخاب اينگونه افراد در اكثر موارد انعكاس چنداني ندارد. گويا مردم خود ميدانند كه مشكل كار كجاست.
او در اينباره به جايزه بنياد گلشيري اشاره و اظهار كرد: متاسفانه افرادي كه در اين بنياد فعاليت دارند، درصددند كه در پرتو نام بزرگ اين نويسنده به نام و نان و نوايي برسند، چراكه بهكرات مشاهده شده است كه در انتخاب كتابها و افراد برگزيده از سوي اين بنياد، بسيار محفلي و سليقهيي عمل شده است و داوران و جايزهبگيران ازسوي اين بنياد در مرحله نهايي عضو يك باند هستند و دايم اشتياق دارند كه به يكديگر مدال و نشان افتخار اهدا كنند.
شيرزادي با بيان اينكه متاسفانه هنوز در جامعه ما ذهنيت عشيرهيي و قبيلهيي در بسياري از حوزهها استيلا دارد، افزود: اين مساله خود نقض غرض و چرخيدن در يك چرخه معيوب است.
اين داستاننويس در عين حال تاكيد كرد: جايزه دادن بدون نگاه ايدئولوژيك و بدون اعمال سليقه و از سوي داوران بيغرض، هميشه پسنديده و مطلوب است.
بزرگترين بانک اطلاعاتي منابع درباره پيامبر اعظم (ص) تدوين شد
.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اميرحسين شرافت - مدير طرح کتابشناسي پيامبر (ص) - با اعلام اين خبر، افزود: طرح کتابشناسي جامع پيامبر اعظم (ص) از جمله فعاليتهاي پايگاه اطلاعرساني سراسري اسلامي (پارسا) در سال 85، سال پيامبر اعظم (ص)، است، که در آن، اطلاعات حدود 10هزار منبع درباره پيامبر (ص) گردآوري و معرفي شده است.
وي تحليل محتوايي و گزارش تفصيلي آثار درباره پيامبر اکرم (ص) و نيز کتابشناسي اجمالي پيامبر اکرم (ص) را از ديگر فعاليتهاي اين موسسه برشمرد و گفت: فاز اول کتابشناسي اجمالي پيامبر اکرم (ص) با معرفي چهارهزارو400 منبع شامل کتاب، مقاله، مجموعه مقاله، پاياننامه و مقالات دايرهالمعارفي انجام گرفت.
او اضافه کرد: اين کتابشناسي درباره زندگي پيامبر اعظم (ص) و تاريخ صدر اسلام است، که به 11 زبان زنده دنيا به نگارش درآمده است.
شرافت در ادامه به روش جمعآوري اطلاعات اين مجموعه اشاره کرد و گفت: هدف از تاليف اين کتاب، جهتدهي به پروژههاي تحقيقاتي است. مديران مراکز و موسسات پژوهشي، با اتکا بر اطلاعات موجود در اين کتابشناسي، ميتوانند به ابتکارهاي تازه دست بزنند و به تامين نيازهاي عمومي همت گمارند.
عبدالجبار كاكايي معتقد است: ملاكها و معيارهاي ما براي انتخاب، ناقصاند
عبدالجبار كاكايي معتقد است: برگزاري جايزههاي ادبي فينفسه چيز خوبي است؛ اما ملاكها و معيارهاي ما براي انتخاب، ناقصاند.
اين شاعر در ادامهي گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، برگزاري جايزههاي ادبي را در عرصهي شعر، تأثيرگذار دانست و متذكر شد: جايزههاي ادبي بايد تأثير بگذارند؛ زيرا جايزه درواقع تشويق كارنامهي ادبي هنرمند است و همهي ما شاعران نيز روزي با تشويق شروع كردهايم؛ حال شايد امروز به صورت مدرنتر لوح تقدير يا تنديس ميدهند، اما در كل، جايزهها تأثير مثبتي دارند.
وي افزود: در اينكه جايزهها چگونه داده ميشوند و ملاكها چگونهاند، بحثهايي وجود دارد. امروز ملاكها براي انتخاب، روشن نيستند و ما نميتوانيم پارامترهاي بررسي شعر مدرن يا سنتي را با هم منطبق كنيم. مثلا سؤالهاي مربوط به جايزه كتاب سال كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مطرح كرده بود، عموما ناقص بودند؛ بخشي مدرن بودن متن را ميپرسيدند و بخشي ديگر، كلاسيك بودن آن را؛ بنابراين درنهايت، اثري نميتواند با هر دو اين ملاكها همخواني داشته باشد و نمرهي بالايي بياورد.
اين شاعر با بيان اينكه ما سر ملاكها مشكل داريم، متذكر شد: امروز جريانهايي در شعر معاصر وجود دارند؛ كه معناگريزند. ملاك بررسي اين جريانها چيست؟ وقتي ميخواهيم شعر امروز را بررسي كنيم، ملاكپذير نخواهد بود. بايد همهي جريانهاي شعري را درنظر گرفت؛ چراكه در اين صورت ميتوان بررسي كاملي از شعر امروز داشت.
كاكايي همچنين با اشاره به داوريهاي جايزهها ادامه داد: با ملاكهاي فعلي هميشه داوريها با اعتراض مواجه ميشوند؛ مگر اينكه از ابتدا جشنواره تكليف خودش را مشخص كند، كه مثلا ميخواهد به شعر آزاد يا جريانهاي پستمدرن يا شعر كلاسيك بپردازد. ولي مشكل ما اين است كه همهچيز را با معيارهاي كلي ميسنجيم. در همين جشنواره شعر فجر، خيليها جايزه نگرفتند؛ مثلا احمدرضا احمدي، سهراب سپهري، احمد شاملو و...؛ بنابراين نميتوان در يك جايزه همه را انتخاب كرد.
"شازده احتجاب" در انتظار كسب مجوز نشر است
"شازده احتجاب" هوشنگ گلشيري در انتظار كسب مجوز نشر است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كتاب براي چاپ پانزدهم ازسوي انتشارات نيلوفر مدتي است كه براي كسب مجوز نشر ارايه شده است.
اين رمان كوتاه تا امروز به زبانهاي انگليسي، فرانسوي، آلماني، كردي و تركي ترجمه شده است.
همچنين چاپ مجموعههاي داستان "دست تاريك دست روشن" و "جبهخانه" گلشيري تمام شده، كه ناشر قصد تجديد چاپشان را دارد.
هوشنگ گلشيري ٢٥ اسفندماه سال ١٣١٦ در اصفهان بهدنيا آمد. شانزده خردادماه ١٣٧٩ در بيمارستان ايرانمهر تهران درگذشت و در امامزاده طاهر مهرشهر كرج به خاك سپرده شد.
مجموعههاي داستان "مثل هميشه" (٤٧)، "نمازخانهي كوچك من" (٥٤)، "جبهخانه" (٦٢)، "پنج گنج" (٦٨) و رمانهاي "شازده احتجاب" (٤٨)، "كريستين و كيد" (٥٠)، "برهي گمشدهي راعي" (٥٦)، "معصوم پنجم" (يا حديث مرده بر دار كردن آن سوار كه خواهد آمد) (٥٨)، "در ولايت هوا" (٧٠)، "آينههاي دردار" و (٧٠)، "جننامه" (٧٨)، "باغ در باغ" ( مجموعهي مقالهها) (٧٨)، "نيمهي تاريك ماه" (مجموعهي آثار، جلد اول: داستان كوتاه) (٨٠) و "حديث ماهيگير و ديو" (داستان بلند براي نوجوانان) (٦٣)، "دوازده رخ" (فيلمنامه) (٦٩)، "در ستايش شعر سكوت" (دو مقالهي بلند در نقد شعر) (٧٤) و "جدال نقش با نقاش" ( در آثار سيمين دانشور / نقد و بررسي) (٧٦) از جمله آثار منتشر شدهي او هستند، كه بعضي در خارج از كشور بهچاپ رسيدهاند.
فردا سالروز تولد پروين اعتصامي است
بيستوپنجم اسفندماه همزمان است با سالروز تولد پروين اعتصامي، كه اين روز پس از تصويب در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در تقويم رسمي كشور، بهنام اين شاعر نامگذاري خواهد شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عبدالحسين زرينكوب درباره شيوه شاعري پروين اعتصامي معتقد بود: «درباره شيوه شاعري و قالبهاي فكري و بياني پروين اين اندازه ميتوان گفت كه نشان اصالت در آن همهجا پيداست. تنوع قالبها و مضمونهاي مأخوذ از حيات هر روزي و شيوه مناظرهپردازي بين اشياي بيجان، مختصات عمده شعر او را رنگ تازهاي ميدهد و اين همه در كلام او از جوش فكر و از تازگي و اصالت راستين حاكي است.»
سيمين بهبهاني نيز درباره پروين اعتصامي اعتقاد دارد: «بيگمان پروين زهره روشن منظومه ادبيات معاصر است، كه از خورشيدي ديرينسال نور ميگيرد. او شاعري است كه انسانيت را سروده است، گسترهي تخيل پروين جولانگاه شخصيتهاي خيالي اوست. او در قالب اين شخصيتها نفوذ ميكند و از دريچه چشم آنها ميبيند، از زبان آنها سخن ميگويد، با دل آنها احساس ميكند و خواستهها و ساختههاي خود را در وجود آنها متمركز و فعال ميخواهد.»
همچنين ملكالشعرا بهار در مقدمهي چاپ اول ديوان پروين نوشته است: «پيداست كه شاعره ما ميراث قديم نياكان عراقي خود را بر گنجينه روح ذخيره داشته است. باري از قرائت قصايد پروين لذتي بردم و ديگربار نغمات دلفريب ديرينه با گوشم آشنا شد. در خلال اين نغمههاي موزون و شورانگيز كه پرده و نيمپرده قديم را فراياد ميآورد و آهنگهاي تازه نيز به گوش ميرسد، خانم پروين در قطعات خود مهر مادري و لطافت روح خويش را بيان ميكند.»
سعيد نفسيي نيز دربارهي انتشار ديوان پروين اعتصامي و استقبال از آن، در كتاب «شاعرهاي از تبار روشنيها» آورده است: «...اما در همين مدت كوتاه سه چاپ از ديوان پروين انتشار يافته است و اين ميرساند كه ادبيات ايران هر سه سال حوصله يك چاپ از اين كتاب را دارد. به ياد آوريم كه از ميان سرايندگان زمان ما و حتا بسياري از سخنسرايان روزگاران گذشته تاكنون كسي اين سرنوشت را نداشته است و همين ميرساند كه چگونه فارسيزبانان به شعرا توجه و اقبال كردهاند.»
اما محمدحسين شهريار دربارهي اين شاعر معاصر چنين سروده است:
«سپهر ادب راست پروين ستاره / جهاني سوي اين ستاره نظاره
سرايندگان در نمايشگه شعر / هنرپيشگانند و پروين ستاره
بلند آسماني است ديوان پروين / در آن اختران هنر بيشماره
يكي رشتهي گوهر چون عقد پروين / به گوش طبيعت سزد ستاره»
به گزارش ايسنا، پروين اعتصامي در روز بيستوپنجم اسفندماه سال 1285 هجري شمسي متولد شد و در دوران كودكي با خانواده خود به تهران آمد. پدر پروين، يوسف اعتصامي كه به اعتصامالملك معروف بود، آشنا به علم و ادب و فرهنگ ايران و فرانسه بود. پروين زير نظر پدر خود زبان فارسي و عربي را فراگرفت. اعتصامالملك، پروين را از همان دوران خردسالي و نوجواني در جلسههاي شعر و ادب فارسي شركت ميداد.
پروين زير نظر پدرش بزرگ شد. به مدرسه آمريكاييها رفت و در سال 1303 دوره تحصيلات خود را به پايان رساند. در همان مدرسه به تدريس و تعليم پرداخت. در سال 1313 با پسرعموي پدرش ازدواج كرد و پس از چهارماه با همسرش به كرمانشاه رفت. پروين در اين ازدواج ناموفق بود، و سه ماه پس از زندگي مشترك به خانه پدرش بازگشت.
پروين اعتصامي شانزدهم فروردينماه دار فاني را وداع گفت و در شهر قم در آرامگاه خانوادگي به خاك سپرده شد.
پينوشت: در نگارش اين مطلب از كتاب «جهانبيني توحيدي در شعر پروين اعتصامي» نوشته محمد برهاني استفاده شده است.
سالي كه گذشت؛ و هنرمنداني كه از جمع زمينيان جدا شدند

"... نه، ميدانم همهاش بهانه است، او جان مرا ميخواهد؛ عشق و شفقت هم بهانه است، او حضور مرا ميخواهد؛ حضور كامل مرا ميخواهد. صداي آب رودخانه، سبزي درختان، لطف بهار هم بهانه است؛ او حضور مداوم مرا ميخواهد؛ ترانه و تصوير همهاش بهانه است، تا جان مرا تا قطره آخر بمكد و بيخويشي در رگهايم جاري كند."
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گمان كرديم كه ديگر تمام شد؛ سال 85 هم با همهي تلخ كاميهايي كه در غم مرگ هنرمندان از دسترفته داشتيم تمام شده است. گمان كرديم امسال چون سالهاي پيش اگرچه سال پرمرگ و تلخي در هنر بوده، اما پروندهي مرگش در حال بسته شدن است كه يكباره خبر مرگ رسول ملاقليپور شوك ديگري وارد كرد و همه را در حيرت تقدير مرگ نشاند.
سال 85 با مخابرهي خبر درگذشت پير مجسمههاي سنگي ايران آغاز شد و به هجرت صداي ماندگار خسرو شايگان در سينما رسيد.
خبر درگذشت استاد علياكبر صنعتي - پيشكسوت مجسمهسازي ايران – نخستين خبر هجرت سال بود. او 13 فروردين ماه در جان مجسمههايش دميد. اين استاد مجسمهساز و چهرهي ماندگار و افتخار فرهنگ و هنر ايراني، در آستانه 90 سالگي و در شرايطي كه بيش از يك سال بود كه به عارضه شديد مغزي دچار شده و توان حركتي و كلامي خود را از دست داده بود و شبانه روز تحت نظر پزشكان قرار داشت، درگذشت. صنعتي و آثارش را بخشي از روند تحول مجسمهسازي معاصر ايران ميدانند.
اما معمار پركاري كه وي را به واسطهي كارهايش، مارسل دوشان ايرانش ميخواندند، سيدهادي ميرميران، پس از گذران يك هفته بيهوشي، 30 فروردين در بيمارستاني در آلمان درگذشت. اين هنرمند معمار و شهرساز كه از 16 فروردينماه به آلمان سفر كرده بود تا از ناحيهي ستون فقرات مورد عمل جراحي قرار گيرد، در فرانكفورت درگذشت.
ميرميران مشاور مادر شهر بم - پس از زلزله - بود، تا روزهاي آخر طرح توسعه بارگاه شاهچراغ روي ميز كارش پهن ميشد و بازسازي محوطه ارگ كريمخاني شيراز را در دست كار داشت. او 36 سال زندگي حرفهيي خود را پس از فراغت از تحصيل در دانشگاه تهران، براي تدريس معماري در دانشگاههاي علم و صنعت ايران، شيراز، همدان و تهران و طراحي و اجراي پروژههاي صنعتي و معماري صرف كرده بود و بهرغم سالها بيماري، محل زندگياش را در همان اتاق كارش انتخاب كرده و تا روزهاي آخر حياتش به مديرت اجرايي و طراحي معماري و شهرسازي مشغول بود.
ازجمله فعاليتهاي او، به ارايهي طرحهايي چون طراحي مجموعهي بهارستان واقع در ميدان بهارستان تهران، ساختمان كانون وكلاي دادگستري مركز، سركنسولگري ايران در فرانكفورت و نيز طرح احياي مجموعهي كريمخان ميتوان اشاره كرد. ميرميران آخرين نشان افتخارش را از دستان سيدمحمد خاتمي گرفته بود.
همين ماه گشتاسبي در ميان كتابهاي مستند جاودانه شد.
منيژه گشتاسبي با تخلص بهاره، طراح و سرپرست كتابخانه سينمايي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي بود و فروردين ماه امسال با تصادفي به كما رفت و در بيمارستان رسالت تهران درگذشت.
او كه يكي از بانوان شعر و ادب ايران بود، با آثاري ماندگار در نشريات و با كتابهايي چون "زنان هميشه" كه گزيدهاي از پنجاه سال شعر و ادب معاصر ايران است به هميشه پيوست. گشتاسبي در اعتلاي پنجاه كتابخانهي سينمايي در شهرستانهاي كشور همواره تلاش چشمگيري داشته است.
حسين كسبيان، هنرمند پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون هم در آستانه 73 سالگي بهخاطر بيماري نسبتا طولانياش نيمهي ارديبهشتماه در گذشت. او فعاليتهاي تئاتري و ادبي خود را از سال 1331 آغاز كرده بود و يك سال بعد از آن وارد هنرستان هنرپيشگي شد. سال 1337 با عنوان رييس دبيرخانهي موزهها و وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و دو سال بعد كه گروه تئاتر هنر ملي به سرپرستي عباس جوانمرد تاسيس شد جزو هيات مديرهي آن گروه بود.
كسبيان اولين كار جدي خود را در سال 1332 با عنوان "پنجه" در دانشكده ادبيات اجرا كرد و پس از آن درنمايش «هياهوي بسيار براي هيچ" به كارگرداني مصطفي اسكويي بهعنوان نقش اول بههمراه عزتالله انتظامي ايفاي نقش كرد.
اين هنرمند تا بعد از انقلاب اسلامي همچنان مدير گروه هنر ملي بود و به فعاليتهاي تئاتري خود ادامه ميداد، اما در كنار آن در چند فيلم و سريال نيز حضور داشت. از جمله ميتوان به اولين فيلم او با عنوان تجاوز در سال 1339 اشاره كرد. در سال 1347 نيز در سريال "سمك عيار" بازي و در سال 1344 گروه تئاتر "25 شهريور" را تاسيس كرد. عباس جوانمرد، عزتالله انتظامي، علي نصيريان و ... نيز عضو اين گروه بودند و به همراه گروه ديگري كه داوود رشيدي، محمدعلي جعفري، علي نصيريان و ... در آن حضور داشتند، هر كدام يك ماه برنامه اجرا ميكردند. كسبيان تا سال 1360 به فعاليت تئاترياش ادامه داد و تئاتر "الموت" آخرين بازياش بود.
در همين روزهاي دومين ماه بهار، كماي هشتماههي پوپك گلدره تمام شد.
او كه در پي سانحه تصادف رانندگي به اغما رفته بود، در سن 34 سالگي درگذشت.
اين بازيگر سينما و تلويزيون كه در فيلمهايي چون موج مرده، دنياي شيرين دريا، سيندرلا، آخر بازي، مرواريد سرخ به ايفاي نقش پرداخته است، آخرين بازي نيمهكارشهاش در سريال نرگس در ذهن مردم ايران ماندگار شد.
با پايان فصل بهار حسين معتمدي، عكاس با سابقهي ورزشي شكار لحظه شد.
او عكاس باسابقهي مجلهي دنياي ورزش و كارمند روزنامه اطلاعات بود كه سرانجام پس از سالها دست و پنجه نرم كردن با بيماري MS و سرطان كبد، دارفاني را وداع گفت. او سالها شكارچي لحظهها بود و بسياري از قهرمانان با عكاسهاي او چهره شدند.
بيستوششم تيرماه نيز سودابه اسكويي به پدر و مادرهنرمندش پيوست.
اين هنرمند تئاتر كه به بيماري سرطان استخوان مبتلا بود، در سن 56 سالگي و در حالي كه خانواده او به ملاقاتش رفته بودند، درگذشت.
اسكويي از كودكي بازيگري تئاتر را آموخت و در نمايشهاي بسياري از جمله "خانه برنارد آلبا"، "در اعماق" و ... به ايفاي نقش پرداخت. پس از آن، همكاري خود را با گروه تئاتر "پياده" آغاز كرد و نمايشهاي بسياري را اجرا كرد. او بعدها به روسيه رفت و در آنجا دكتراي تئاتر گرفت و پنج سال پيش به ايران بازگشت. اسكويي بعد از بازگشت به ايران، هرگز فرصتي براي اجراي نمايش پيدا نكرد و از حدود يك سال پيش دچار بيماري سرطان استخوان شد.
جعفر بزرگي، بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر، در سن 90 سالگي، پنجم مرداد دارفاني را وداع گفت.
بزرگي از قديميترين بازيگران تئاتر، سينما و تلويزيون ايران بود. اين هنرمند، صداي دلنشيني هم داشت، از سال 1318 تا 1327 روزهاي جمعه، نيم ساعت در راديو خوانندگي ميكرد كه آهنگ معروف و به يادماندني «مرغ سحر» يكي از آنهاست. او مجري تلويزيون هم بوده است. برنامه موفق و پربيننده، "سالمندان"، يكي از كارهاي زيباي او بود.
سگ كشي، شور عشق، درخت گلابي، سفر شبانه ماه و خورشيد، خسوف، ديگه چه خبر، مدرسه پيرمردها، افسانه آه، بچههاي طلاق، از جمله فيلمهايي بود كه آن زندهياد در آنها يازي كرد.
حميد رخشاني - تهيهكننده و كارگردان سينما 21 همين ماه در تهران، پرواز را بهخاطر سپرد.
او متولد سال 1335 تهران، فرزند رضا رخشاني - بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما - و فارغ التحصيل مدرسهي علوم بانكي ايران بود كه فعاليت سينمايي خود را با فيلم كوتاه در سال 1354 و از سال 1364 ساخت فيلم بلند را آغاز كرد.
رخشاني ساخت فيلمهاي "راه دوم"، "شب بيستونهم"، "پرواز را بهخاطر بسپار"، "اعادهي امنيت" و "مونس" را در كارنامهاش ثبت كرده است. او همچنين مدير مجله "ديلماج" و موسسهي كارگاه آفرينشهاي هنري "رخش" بود.
با پايان تابستان هم بانوي تصويرگر نامي ايران به كودكيهايش پيوست.
ژانت ميخاييلي، تصويرگر 71 سالهي كتاب كودك و نوجوان، به خاطر ابتلا به قانقاريا درگذشت.
او بيش از 30 سال كتابهاي كودك و نوجوان را تصويرگري كرد؛ او طراحي مجلات "رشد" از سالهاي47 تا 74 و كتابهاي درسي و پيكهاي نوروزي را بهعهده داشته است.
"سه قدم دورتر از مادر"، "صد دانه ياقوت"، "زيباتر از بهار"، "صداي ساز ميآيد" و "جشن جوانهها" ازجمله كتابهايي بهشمار ميروند كه ميخاييلي تصويرگري كرده است. وي همچنين بهعنوان تصويرگر منتخب دوسالانهي تصويرگري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي شد و نامزد سالجاري جايزهي معتبر ادبي آستريد ليندگرن در سوئد بود.
همين ماه، عباس سرمدي - نويسنده، شاعر و پژوهشگر هنرهاي سنتي – در سن 67 سالگي و بر اثر سكته مغزي درگذشت.
او متولد سال 1318 گلپايگان است و از شاخصترين آثارش به "دانشنامهي بزرگ هنرمندان ايران و جهان اسلام" ميتوان اشاره كرد. كتاب "رسام عربزاده؛ بدايعنگار فرش ايران" هم از ديگر نوشتههايش است.
وي چند مجموعهي شعر از جمله "شورستان" و "شعر اصفهان و گلپايگان"، چند نمايشنامه از جمله "غمنامهي فرود" و "تهمينه، نوشدارو پس از خنجر" را هم از خود برجاي گذاشته است.
سرمدي همچنين چند داستان شاهنامه را شامل "سياوش"، "زال و رودابه" و "هنگامهي كوه هماوند" به نثر بازنويسي كرده كه ازسوي انجمن خوشنويسان ايران بهچاپ رسيده است.
پاييز سال 85 خبر درگذشت مدير موزهي سينما اهالي اين حرفه و هنر را در بهت فرو برد.
مهندس مهدي سليمي، مديرعامل موزه سينما و قائم مقام معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما، بر اثر ايست قلبي 26 مهرماه درگذشت.
سليمي با بيش از 27 سال فعاليت در مديريت فرهنگي كشور، در سابقهي مديريتياش بهعنوان قائم مقام مركز آموزش فيلمسازي، قائم مقام معاونت امور سينمايي، عضو هيات امنا و از بنيانگذاران موسسهي سينما شهر، 19 دوره عضويت شوراي سياستگذاري جشنواره فيلم فجر و مديرعامل موسسه توسعه سياحتي كيش، ثبت شده بود.
وي طي سالهاي اخير مديرعامل موزه سينما و همچنين طي چند ماه گذشته بهعنوان قائم مقام معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما مشغول بهكار بود.
چهار روز بعد خبر درگذشت نرسي گرگيا، بازيگر سينما و تلويزيون ايران، در سن 68 سالگي بر اثر عارضه قلبي مخابره شد.
اين بازيگر فقيد در سال 1341 و بازي در فيلم "زمين تلخ" وارد سينما شد و با حضور در فيلمهايي همچون "ببر كوهستان"، "عشق هرگز"، "الماس 33" ،" كشتي نوح" و "شب فرشتگان" از بازيگران پركار سينما در قبل انقلاب اسلامي محسوب ميشود. وي در بعد از انقلاب با فيلم "تيغ و ابريشم" فعاليت خود را بار ديگر آغاز و تا فيلم اخيرش "آتش بس" بهطور مستمر در سينما حضور داشت. فيلمهاي سينمايي "تشكيلات"، "سرب"، "اعاده امنيت"، "افعي"، "گريز"، "بندر مه آلود"، "تبعيديها"،"گالان"، "چاوش"، "پرستار شب"، "هي جو"، "دندان مار"،"چاوش"، "آنها هيچكس را دوست ندارند"، "آشيانه مهر"، "پادرزهر"، "حامي"، "دشمن"، "گارد ويژه"، "گريز از مرگ"، "قانون" و "مجروح جنگي" از جمله فيلمهايي هستند كه گرگيا در آنها، به ايفاي نقش پرداخته است.
آخرين حضور زندهياد "گرگيا" بازي در سريال "اگر عشق نبوده" است كه تصويربرداريش چندي قبل به پايان رسيد.
دوم آبان سالي كه گذشت با مرگ پرويز ملكزاده - فيلمبردار سينماي ايران - بهدليل سرطان در يكي از بيمارستانهاي تهران همراه بود. او متولد 1323 بود و كارش را در سينما با دستياري فيلمبرداري در سال 1348 آغاز كرد. فيلمبرداري فيلمهاي " دست شيطان "، "مرگ سفيد"، "دخترك كنار مرداب "، "بهترين باباي دنيا" ، "راز خنجر و مستاجر" ، "من و شعر" و...از جمله كارهاي او محسوب ميشوند.
همين روزها بود كه عكاس ديگري كه در قاب تصوير جاودانه شد.
صمد قاسمي - هنرمند عكاس پيشكسوت نيز آبان ماه امسال به علت سكتهي قلبي، در سن 71سالگي هفتم آبان در محل كارش - فتو پرس - درگذشت.
صمد قاسمي، كه نامش در تاريخ عكاسي خبري، جنگ، فيلم و مستند اجتماعي ايران ماندگار است، متولد شهر ميانه بود. او از 15 سالگي عكاسي را آغاز كرد. پس از كسب تجربه به عضويت كانون خبرنگاران عكاس ايران درآمد و طي دوران فعاليتش كه قريب 50 سال است، با بسياري از روزنامهها و نشريات همكاري كرد؛ عكاس مخصوص وزارت اقتصاد و دارايي بود؛ مديريت عكاسيهاي علمي، كالج، پرس و عضويت در انجمن بهار خاقاني از ديگر فعاليتهايش محسوب ميشود.
با گذشت پنج روز، ترانههاي بختياري هم آسماني شدند و بهمن علاءالدين معروف به مسعود بختياري - خواننده و ترانهسراي ايراني بر اثر سكته قلبي 12 آبان درگذشت.
بختياري مهرماه سال 1319 در لالي متولد شد و در سن 66 سالگي در بيمارستان كسري در كرج دار فاني را وداع گفت.
بختياري دوران دبستان را در مدرسه " فردوسي" و دوران دبيرستان را در دبيرستان " اميركبير" مسجدسليمان سپري كرد. علاءالدين پس از سالها خدمت در آموزش و پرورش و تدريس در مدرسههاي باغ ملك و مدرسه راهنمايي "ماندانا" (شهيد شجرات) اهواز در مهرماه سال 73 بازنشست شد و سال 79 از خوزستان به كرج نقل مكان كرد. او بر مقامهاي موسيقي بختياري و آوازهاي بختياري بهطور كامل مسلط بود و همه شعرها، تصنيفها و ملوديهاي موجود در آثارش ساختهي خود اوست. آلبومهاي "مالكنون"، "هيجار"،" تاراز"، "برافتو" و " آستاره" از آثار اوست.
و هشت روز بعد، ...
عبدالعلي همايون، بازيگر قديمي سينما بر اثر عارضه قلبي در سن 86 سالگي درگذشت.
اين بازيگر فقيد از سال 1325 با فعاليت در تئاتر كار هنري خود را آغاز كرد و طي سالهاي 1328 تا 1356 در حدود 25 فيلم ايفاي نقش كرد. "واريته بهار"، "استوار و پاسبان" و "ستارخان" از جمله كارهاي او بودند. وي كه در خارج از كشور سكونت داشت و دو سال آخر عمر خود را در ايران سپري كرد.
از فرانسه خبر رسيد كه فرخ غفاري، کارگردان قديمي سينماي ايران و پايهگذار فيلمخانه ملي ايران، 27 آذر ماه امسال درگذشته است.
غفاري كه در سال 1300 در تهران متولد شد، در نوجواني براي تحصيل به اروپا رفت، ابتدا در بلژيک و سپس در فرانسه تحصيل کرد و اواخر دههي 1320 شمسي به ايران بازگشت.
فرخ غفاري، فيلمهايي همچون "شب قوزي"، "جنوب شهر"، "افسانههاي هزار و يک شب" را ساخت.
او سالها معاون تلويزيون ملي ايران بوده است و گفته ميشود كه از جمله پايهگذاران سينماي روشنفکري ايران است.
اما نهم آذر ماه افسانهي بيات نواخته شد.
بابك بيات آهنگساز بيش از يكصد فيلم سينماي ايران كه در بخش آيسييو بيمارستان ايرانمهر بستري بود، درگذشت.
اين آهنگساز 60 ساله در سالهاي اخير كمتر كار موسيقي انجام داد، اما از كارهاي ماندگار او ميتوان به كشتي آنجليكا، عروس، نقطه ضعف، اتوبوس، ولايت عشق، پهلوانان نميميرند، جهان پهلوان و افسانهي سلطان و شبان و... اشاره كرد.
همان روزها گفته ميشد كه بيات پس از درگذشت فرزند نوجوانش سلامتياش را از دست داده بود.
به گزارش ايسنا، خبر رسيد خوابهاي طلايي قدكچيان 17 آذر برآشفت.
احمد قدكچيان - بازيگر سينما و تلويزيون، متولد 1299 در تهران بود كه فعاليت خود را با تحصيل در هنرستان هنرپيشگي و بازي در نمايش "اسكندر و دارا" در سال 1321 آغاز كرد و بعد از آن در ديگر نمايشها، چون "اتللوو"، "دختر گل فروش"، "سقوط كابين&